مرا چشمی که سرتا پا سرشک است (علی قیصری) - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:31
مرا چشمی که سرتا پا سرشک استتو را باغی کـه سر تا پا تمشک استبهـــار از دشت فــــروردین خبــر دادتنت محصول عطـر بید مشک استعلی قیصری
اگرچه پای دل در بند عشق است(علی قیصری) - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:31
اگرچه پای دل در بند عشق استهـوای تـازه در پیـوند عشق استبـزن زل در دو چشم صبح روشنهزاران پنجـره لبخند عشق استعلی قیصری
رخی از جلـوه هـای نـور دارد (علی قیصری) - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:31
رخی از جلـوه هـای نـور داردلبی شیـرین تـر از انگـور داردنگاهی پر شرر دارد که عاشقبـه دنبالش دلی پُـر شور داردعلی قیصری
مسیحی زاده ای در قصر نور است (علی قیصری) - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:31
مسیحی زاده ای در قصر نور استکه خود از حـوریان تـن بلــور استشقـــایق منظـــرِ گــیـسو طـــــلاییخـــدای دلبـــــرانِ شــرقِ دور استعلی قیصری
محبوب منی ای همه ی دار و ندارم (علی قیصری ) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
محبــوب منی ای همــه ی دار و نـدارمدر تاب وتب عشق تو بی صبر و قرارمدر مـوسم گل پا ننهــم هیچ بـه صحرازیـرا کـه تـویی سبز تـرین فصل بهـارمدیـوانـه ای از کـوی تو می باشم و آخردورم بکنــد عـاشـقی از ای
شهره ی شهر غزل دار و ندارم همه هیچ؟ - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
شهره# ی شهر غزل دار و ندارم# همه هیچ؟#رقصِ گلبـرگ ترِ سیب و انارم همـه هیچ؟#دف به دف میزدم ازعشق تو بر سازِ غزلآن همه زمزمه در نغمه ی تارم همه هیچ؟سال ها منقلب از ناز تو شد جـان و دلم دل تپش های من و اوج
هـر چند کــه آزرده شـدم در سختی (علی قیصری) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
هـر چند کــه آزرده# شـدم در سختی#عیـد آمــد و یک سال دگـر بـدبختیاز بخت بدم در پس در منتظر استبیچــارگی و بـــردگی و بی رخـــتیعلی قیصری#
از پنجــره دیدم کـه بهـاری شده بودی(علی قیصری) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
از پنجــره دیدم# کـه بهـاری شده بودیآلـــوچه لـب و سـرخِ اناری شده بودیاز بوی تنت کــوچه ی ما مانده معطرای گل تو مگر عطرِ فشاری شده بودیچون آب زلالی کـه تمیز است و گواراازچشمه ی درمزرعه جاری شده بودیاز
چشمان تر یاس سفیدم پر غم (علی قیصری) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
چشمان# ترِ یاس سپیدم پُرغمگلهای تن شاخه ی بیدم پُرغماز بخت بد و آمـدنِ سیل جفاآوای دفِ سال جدیــدم پُرغمعلی قیصری#
بریزد روی نخلستان صدای بال لک لک ها (علی قیصری) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
بریزد# روی نخلستان# صدای# بال لک لک هابـه گـوشم آشنا باشــد هنـوز آواز اردک هابه عشق روی نیلوفر بپاشدچشم فروردین نگـاه سبز باران را بـه روی فرش جلبک هادر این پهــنای آبــادی دمــادم از سرِ شادیمیان کـوچه
هنوز در معرض طغیان سیلم (علی قیصری) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
هنوز# در معرض# طغیان# سیلم#نبــاشـد زنــدگانی بـاب میـلمجهنم باشد این رودِ خروشانبینـدازد بــه عمـق چـاه ویلـمعلی قیصری#
ای دل شوریده بی دلبر تپیدن ها چرا (علی قیصری) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
ای دلِ شـوریده بی دلبـــر تپیـدن ها چـرااین همه بی تابی از دوری کشیدن ها چرادل تپیدن# های مجنون از سرِ دیوانگیستشکـوه هـای دائـم از لیـلا شنیـدن هـا چراگفته بـودم دیـدن جانانه می باشد سرابدر پیِ آئینه
من همان مرد غزل گوی کهن سال توام (علی قیصری) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
من همان# مرد غزل گوی کهن سال توام#نـه جـوانـم ولی آن شاعر با حـال توام#آن قَدر منقلب از ناز تو هستم که هنوز در خیــابانِ پُـر از پنجـــــره دنبال توامبه همان# موی شلالی که تو راکرده بغلآرزومنــــدِ گلِ ر
اگرچه ظاهری بی کینه دارم (علی قیصری) - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 8:44
اگرچه# ظاهری# بی کینه# دارم#شکایت از غــم دیـرینه دارم#از اقبالم کسی جز من نداردغـروبی را کـه در آدینه دارم
هـر زمانی کـه نگاهم به رخ یار افتاد (علی قیصری) - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 18:26
هـر زمانی کـه نگاهـم بـه رخ یار افتادقلبم از دیـدن او بی تپش از کار افتادتن گرما زده ی کوچه پُر از پنجره بودکه شبی وعده ی ما زیر سپیدار افتادمـنِ مغـرورِ بـد اندیشه ندانم کـه چراآن همـه وسوسه در موقع
مگر از معجزه ها فاصله اندک بشود (علی قیصری) - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 18:26
مگـر از معجزه ها فـاصلـه اندک بشودکـه تقـاضای لبـم روی لبت حـک بشوداگـر از کوی تو شب هـا متوالی گـذرمبیگمان دختر همسایه پر از شک بشودسنــد عــاشقی ام را نکــــند پـاره کنیکه سراپای غزل نسخه ی مَدرَک
شاعر آسیمه سر کم کم بهارت می رود(علی قیصری) - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 6:53
شاعـر آسیمه سـر کـم کـم بهـارت می رودنالـه کمتر کـن کـه دیگر افتخارت می رود بغض احساست بهـم میریزد از تنهایی اتنغمـه ی پیـوسته از آهنـگِ تـارت می رود مِثل هیزم در میان شعله خود سوزی بکندر میـان معــــ
عشق من بشکن بزن بشکن در میخانه را(علی قیصری) - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 6:53
عشق من بشکن بزن بشکن در میخانه راپر بکن با خنـده هایت ساغـر و پیمانه را بافه ی زلفت که می ریزد بروی شانه اتمی کند هـر دم معطـر جای جای خانه را آنقَـدر در پیش چشمت بی قراری میکنمتا که از باغت بچینم میو
ارم را تا به باغ دلگشایت (علی قیصری) - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 6:53
اِرم را تـا بـه بـاغ دلـگشایـت دویـدم تا نشینم در هـوایت هنوزم کوچه های آن حوالی معطر میشود از عطـر چایت علی قیصری
گرچه در فصل پرستو اندکی یاری شدم (علی قیصری) - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 6:53
گـرچـه در فصلِ پرستو اندکی یاری شدمسال ها بی خانمان از کــوچِ اجباری شدم یـارِ محبــوبـم نمی دانــد کـــه از راهِ نیـازدر غـروب بی کسی محتـاجِ دلـداری شدم چـاره ام در روزِ تنهـایی غــزل گفتن نبودشاعــ

برچسب‌های مرتبط

کاش میشد | کاش میشد باز کودک میشدیم | کاش میشد سرنوشت از سرنوشت | من که باشم که بران خاطر | من که باور ندارم داریوش | من که باور ندارم | من که باورم نمیشه | من كه باشم | من که با این برگ ریزان | میلاد باران منکه باهاتم