
هنوز از ناز کردن در مسیرِ باغ نسرینتمدامم میبری دل از لبِ خندانِ شیرینتهنوز ازدوریات چونشرشرِفواره میریزددمادم اشکِ غم از مژه هایِ یارِ دیرینت صبارا در مسیر کوچه بوییدم که فهمیدمگرفته عطر ناباز دامنِ گلریزِچین چینتدرینشبهای وحشت زا ندارمحسِآرامشمگر آندم که بگذارم سرم را روی بالینتهمانعصریکهدرجشنِشقایقها تورادیدمچهمیشدمیگرفتمبوسهاز لبهای نوشینتشکوهِ شهرِشیرازیکهازبویت شکوفا شدتن گل هایِ بادام از هُمیجان تا دهالینتبه دورِ چترِ نیلوفر پریدن کردهاند آغازقناریهایِ رنگین بال...
ادامه مطلب
در آغازِ سرودم ناز با تو جوابم یک دهن آواز با تو طنینِ تنبک و تنبور با من سه تارِ بی غمِ شهناز با تو علی قیصری...
ادامه مطلب
قناری در قفس آوازمیخواند برایِ جوجه های نازمیخواند به دور از لانه با بالِ شکسته به یادِ آخرین پرواز میخواند علی قیصری...
ادامه مطلب
از اینکه برده یِ شیخِ ریایند به جنگ ایده ها با سر بیایند کسی باکاسه لیسان در نیفتد که این ها در نکاحِ کدخدایند علی قیصری...
ادامه مطلب
شقایق گونه و طنّاز باشی خدایِ جلوه هایِ ناز باشی معطر کرده ای باغِ ارم را بهارِ ویژه یِ شیراز باشی علی قیصری...
ادامه مطلب
به دور از خانه زیرانداز با تو شروعِ رقصِ با آواز با تو سه تار و ساغر و سیگار با من شرابِ نم نمِ شیراز با تو علی قیصری...
ادامه مطلب
کشم بال و پرِ پرواز گیرم خبر از باغِ سروِ ناز گیرم اِرم را میدهند ای گل نشانم سراغت راچو درشیراز گیرم علی قیصری...
ادامه مطلب
بـه قـــدرِ ذره ای با نی نوازی کِشم احساس مردم را به بازی تو را در کاخ پاستور می چپانم ازینکه خبــــره ام در رأی سازی علی قیصری...
ادامه مطلب
ندارم از فراقت بالِ پرواز که سویت پربگیرم ای گلِ ناز مگر در یادمانِ روزِ سعدی ملاقاتت کنم در شهرِ شیراز علی قیصری...
ادامه مطلب
ببیند تاری از موهای زن را نمی بیند ولی درد وطن را بداندیش مُسلَّح در خیابان دوباره مستقر بنمود ون را علی قیصری...
ادامه مطلب
سکوتِ بی خبر از حال خویشم نه آنتن میدهد گوشی نه دیشم به دور از این همه آشفته حالی عسلبانو چه میخندد به ریشم علی قیصری...
ادامه مطلب
نگارِ بهتر از جانم دوباره بیاویزد به احساسم ستاره کنارِ دلگشایِخواجه حافظ به شیرازم کشاند با اشاره علی قیصری...
ادامه مطلب
بنازم دامنِ پُرچین تان را بنازم زلف عطرآگین تان را نسیم آورده از باغ بهاران هوای صبح فروردین تان را علی قیصری...
ادامه مطلب
اگرچه دورم از پَرچین چشمت خمارم می کند مُرفین چشمت بهشت مردم مشرق زمین است مسیرِ باغِ فروردین چشمت علی قیصری...
ادامه مطلب
هنوز از اشتیاقِ حسِ نابت بنوشم استکانی از شرابت نشد از برق رخسارت بدوزم نگاهم را به نورِ آفتابت علی قیصری...
ادامه مطلب
اگر چه سال ها پیرم گلِ ناز نباشی بی تو میمیرم گلِ ناز دلم را عصرِ تنهایی نکن تنگ که در آدینه دلگیرم گلِ ناز علی قیصری...
ادامه مطلب
نشسته از وجودِ برفِ زیبا سفیدی بر تنِ باغِ تماشا زمستان میرسد وقتیکه پاییز رود کم کم به استقبال یلدا علی قیصری...
ادامه مطلب
بریزد از نگاهِ نازِ باران بلورِ ریزه ریزه بر خیابان چه زیبا می نشیند روز برفی سفیدی بر تنِ سردِ زمستان علی قیصری...
ادامه مطلب
اگرچه دورم از کویِ گلِ سرخ بهاری دارم از بویِ گلِ سرخ قدم را در اِرم آهسته بردار کهشبنم ریزد از رویِ گلِ سرخ علی قیصری...
ادامه مطلب
دلی نازک تر از پروانه داری هزاران شاعر دیوانه داری نمی دانم که ای عطرِ شبانه کجایِ شهر شعرم خانه داری علی قیصری...
ادامه مطلب