
بریزد از نگاهِ نازِ باران بلورِ ریزه ریزه بر خیابان چه زیبا می نشیند روز برفی سفیدی بر تنِ سردِ زمستان علی قیصری...
ادامه مطلب
دمادم چک چکِ باران یک ریز به روی شعر زردم میخورد لیز هنرمندانه اشکم می نویسد به عشق دختری با نام پاییز علی قیصری...
ادامه مطلب
با سرود سبز باران تار بایــد می زدم در حضور لالـه ها گیتار بایـد می زدم سازِ پر احساسم و بر قلـه های آرزو ارغنــونم را به یاد یار باید می زدم در غروبِ بی کسی در زیر پلک پنجـره همچنان پُک بر لبِ سیگار باید می زدم گرچه امّیدِ رهائی از قفس یک لحظه نیست در گـرفتاری خـدا را جار باید می زدم گوشه ی دنجِ ات...
ادامه مطلب