با دفِ انگیزه آهنگی بزن
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 17:27
با دفِ انگیزه آهنگی بزن شعرِ شادی بر دلِ تنگی بزن غصه رابیرون بریز ازحنجره فرقِ غم را بر سرِ سنگی بزن علی قیصری
خیابان را غبار غم گرفته
-
تاریخ: 1402/7/27 ساعت: 13:49
خیابان را غبارِ غم گرفته فضایِ کوچه را ماتم گرفته سپاهی از دیارِ نسل وحشت وطن را از تبارِ جم گرفته علی قیصری
به یاد خاطرات رفته بر باد
-
تاریخ: 1402/7/27 ساعت: 13:49
به یادِ خاطرات رفته بر باد ونک را پرسه زد تا میرداماد اگرچه پیش تر ها در ولنجک جفاهادیده بوداز گشتِ ارشاد علی قیصری
دمادم چک چک باران یک ریز
-
تاریخ: 1402/7/27 ساعت: 13:49
دمادم چک چکِ باران یک ریز به روی شعر زردم میخورد لیز هنرمندانه اشکم می نویسد به عشق دختری با نام پاییز علی قیصری
گدایی کدخدای شهرمان شد
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 6:50
گدایی کدخدایِ شهرمان شد به شدّت بیخیال از قهرمان شد هلاهل را به خوردِ ایده ها داد که کم کم زندگانی زهرمان شد علی قیصری
هر چند که رخسار تو در دید نباشد
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 6:50
هرچند که رخسار تو در دید نباشددر تابش بیوقفهیِ آتشکدهتردید نباشددر منظره یِ پُر شررِ شعله یِ رویت رازی ست که درچهرهیِ خورشید نباشدتا دشمن اندیشه فروشندهیِ یأساستاز زنده بهگورانِ فلاکت زده امیدنباشدخونریز ترین نسلِ بشر ناشرِ دینند اسلافِ عرب قابلِ تمجید نباشددر مدرسه یِ علم و خِرَد تابع عقلیم در مذهب...
با یاد آذر و مهر طلا ریز
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 6:50
به یادِ آذر و مهرِ طلا ریز شدم از واژه هایِ غصه لبریز نمی شد باورم در تیر و مرداد که شهریور شوم دلتنگِ پاییز علی قیصری
به عشق روی تو پروانه پر زد
-
تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 18:32
به عشق روی تو پروانه پر زد هزاران خانه را آهسته در زد ولی در کوچه های نا امیدی دودستی بارها بر فرق سر زد علی قیصری
عزیزم زندگانی زهرمان شد
-
تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 18:32
عزیزم زندگانی زهرمان شد هلاهل در جوانی بهرمان شد به جایِاشک شادیخون بگرییم که غم رندانه شیخِ شهرمان شد علی قیصری
شراب کهنه را کم کم بنوشم
-
تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 1:20
شرابِ کهنه را کم کم بنوشم پیاپی نه ولی نم نم بنوشم پس از پیروزیِ شادی نباید که از جام هلالی غم بنوشم علی قیصری
دلی نازک تر از پروانه داری
-
تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 1:20
دلی نازک تر از پروانه داری هزاران شاعر دیوانه داری نمی دانم که ای عطرِ شبانه کجایِ شهر شعرم خانه داری علی قیصری
شکوه و شوکت ایل و تبارم
-
تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 1:20
شکوه و شوکتِ ایل و تبارم ُشقایق گونه یِ دور از دیارم هنوز از بیقراری میکند فاش نبودت را دو چشم اشکبارم علی قیصری
در هفته ی آغاز گل لبخندت
-
تاریخ: 1402/5/30 ساعت: 17:19
در هفته یِ آغازِ گلِ لبخندت دل می بری از نازِ گلِ لبخندت رخ را بگشا دخترِ ایلم که کم است آگاهی ام از راز گل لبخندت علی قیصری
با نغمه ی ساز و غوغای سرود
-
تاریخ: 1402/5/30 ساعت: 17:19
با نغمه یِ ساز و غوغایِ سرود درسایهیِ بید و با گفت وشنود بیدغدغهدرهوایِدمکردههنوز با نازِ خیالت بنشینم لب رود علی قیصری
ظهور پهلوی تاریخِ گل بود
-
تاریخ: 1402/5/30 ساعت: 17:19
ظهورِ پهلوی تاریخِ گُل بود سرود و نغمه یِ ساز و دهل بود ولی در دوره یِ تیمورِ خونریز وطن در قبضه ی نسل مغول بود علی قیصری
هنوز ای سوگل مشهور شیراز
-
تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 14:42
هنوز ای سوگلِ مشهورِ شیراز تویی در شعر حافظ حورِ شیراز لبت را دیدم و آمد به یادم شرابِ کهنه یِ انگورِ شیراز علی قیصری
جهان را پادشاهی خوش قدم بود
-
تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 14:42
جهان را پادشاهی خوش قدم بود علیهِ زور و زنجیرِ ستم بود منم سربازی از دورانِ کوروش که روزی جایگاهم ارگِ بم بود علی قیصری
گرچه بی جرمم ولی در خانه محبوسم هنوز (علی قیصری)
-
تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 14:42
گرچه بیجرمم ولیدرخانه محبوسم هنوز از وجودِ پنجره بی زار و مأیوسم هنوزانس و الفت از دیارِ شادمانی پر کشیدلاجرم با ماتم و دل شوره مأنوسم هنوزروشنایی را به دستورِ شبح گردن زدندبی نصیب از دیدنِ رخسارِ فانوسم هنوزباغِ فروردین چشمانت که می آید به یادحس کنم درعمق جنگلهای چالوسم هنوزاز همان روزی که حاکم شد ...
زغن ها را شریک زاغ دیدم
-
تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 13:34
زغن ها را شریکِ زاغ دیدم گلِ خونین دلی در باغ دیدم سیه پوشیدم از مرگِ سیاوش چو بر قلب شقایق داغ دیدم علی قیصری
حریر نازک سبزی تنت بود
-
تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 12:40
حریرِ نازکِ سبزی تنت بود شقایق شاهدِ گل دادنت بود شکوفا میشدی درباغ شعرم دلیلم غنچه یِ پیراهنت بود علی قیصری