با آن که غزل پوش ارم آن ورِ پل بود
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 22:48
با آن که غزل پوشِ ارم آن ورِ پل بوددلشادی ام از عطر تنِ غنچه یِ گل بودپر می زدم از وسوسه در عالم رویاازعشق بهشتیکه پر ازکوزه یِ مُل بودنازک بدنی آمد و دادم دو سه ساغراز کهنه شرابی که سراسر الِکُل بوددر شور و شرِ ذهنیتم آن همه شادیاز زمزمه یِ نی لبک و ساز و دهل بودروزی که شدم منقلب از نامه ی اعمالدر ...
شراب پخمگی را مزه کردی
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 22:48
شرابِ پخمگی را مزه کردی سبو را خالی ازانگیزه کردی بگفتی ژاپن از ایران بسازم و لیکن میهنم را غزه کردی علی قیصری
ندیدی چشمه ی چشم غمم را
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 22:48
ندیدی چشمه یِ چشم غمم را ندیدی در خفا اشک نمم را جهالت با قساوت میزند شخم به نام دین تنِ مُلک جمم را علی قیصری
نه ابری در هوای خویش داریم
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 13:00
نه ابری در هوایِ خویش داریم نه بارانی نزول اندیش داریم به تابستان گرما زا شبیه است زمستانی که ما در پیش داریم علی قیصری
بلور نقره ریزم را که دیده
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 13:00
بلورِ نقره ریزم را که دیده چراغ شعله خیزم راکه دیده ندارد نازِ او را رویِ مهتاب دوتا چشم عزیزم راکه دیده علی قیصری
با آن که دلارای ارم آن ورِ پل بود
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 13:00
با آن که دلارایِ ارم آن ورِ پل بودشادابی ام از عطر تنِ غنچه یِ گل بوددر راهِ هدف ذره ای از پا ننشستمهرچند که در دور و برم تپه و تُل بودنوشیده ام از وسوسه در خُلّر شیرازاز کهنه شرابی که سراسر الِکُل بوددر حافظه یِ شعر و غزل آنهمه شادیاز زمزمه یِ نی لبک و ساز و دهل بودبر سینه یِ تاریخِ ملل حک شده قبلا...
نشسته از وجود برف زیبا
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 23:27
نشسته از وجودِ برفِ زیبا سفیدی بر تنِ باغِ تماشا زمستان میرسد وقتیکه پاییز رود کم کم به استقبال یلدا علی قیصری
سپاه برف و بوران بی تویی را
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 23:27
سپاهِ برف و بوران بی تویی را بریزد بر درختان بی تویی را مگر گاهی تحمل می توان کرد شب سرد زمستان بی تویی را علی قیصری
بریزد از نگاه ناز باران
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 23:27
بریزد از نگاهِ نازِ باران بلورِ ریزه ریزه بر خیابان چه زیبا می نشیند روز برفی سفیدی بر تنِ سردِ زمستان علی قیصری
مسیر خش خش زرد دل انگیز
-
تاریخ: 1402/9/27 ساعت: 14:43
مسیر خشخش زردِ دل انگیز شد از تک دانه های برف لبریز گمانم برگ ریزان رفتنی شد که دی آمد سراغِ باغِ پاییز علی قیصری
نو عروس جنگل زر می رود
-
تاریخ: 1402/9/27 ساعت: 14:43
نو عروسِ جنگل زر می رود مو طلایِ زرد گستر می رود دیشب از برفی که باریدن گرفت مطمئن بودم که آذر می رود علی قیصری
مگر ای لاله ی زیبای عاشق
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 19:02
مگر ای لاله یِ زیبای عاشق خبر داری تو از جایِ شقایق بگو در سرزمینِ شهریاران نباشد زندگی مانند سابق علی قیصری
عروسِ واله با تاج زر آمد
-
تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 16:52
عروسِ واله با تاجِ زر آمد طلا پوشیده تا پشتِ در آمد به عشق دیدنِ زر جامه برخیز که دوش از مهرِ آبان آذر آمد علی قیصری
سپاه پر غرور داس و تیشه
-
تاریخ: 1402/8/25 ساعت: 2:30
سپاهِ پر غرورِ داس و تیشه فدای تار و پودِ برگ و ریشه تبر داران به جرم سبز بودن زدند آتش به سر تا پایِ بیشه علی قیصری
یکی مستانه در تاب و تب توست
-
تاریخ: 1402/8/25 ساعت: 2:30
یکی مستانه در تاب و تب توست یکی رامشگرِ صبح و شب توست نشان ها دارد از خونِ سیاوش همان خالی که بر روی لب توست علی قیصری
اگرچه دورم از کوی گل سرخ
-
تاریخ: 1402/8/25 ساعت: 2:30
اگرچه دورم از کویِ گلِ سرخ بهاری دارم از بویِ گلِ سرخ قدم را در اِرم آهسته بردار کهشبنم ریزد از رویِ گلِ سرخ علی قیصری
به چشمانم نگاهی سرد کردی
-
تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 12:01
به چشمانم نگاهی سرد کردی درونم را دچارِ درد کردی سپردی سرنوشتم را به پاییز درختم را سراپا زرد کردی علی قیصری
همان روزی تو را در کوچه دیدم
-
تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 12:01
همانروزی تو را در کوچه دیدم دل از گل های نازک تن بریدم بلندایِ بلورت را زدم زُل ضریحِ چشمِ نازت را خریدم علی قیصری
عروسِ زرد پوشِ دل برانگیز
-
تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 12:01
عروسِ زرد پوشِ دل برانگیز شد از اعدام برگ ازغصه لبریز مگر آذر بیاید با نوازش بکاهد قدری از اندوهِ پاییز علی قیصری
به تن پیراهن گلریز دارد
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 17:27
به تن پیراهنِ گلریز دارد نگاهی ناز و شورانگیز دارد قدم در کویِ آبان می گذارد چه شوقی دخترِ پاییز دارد علی قیصری