هنوز از دوری ات بیمارم ای دوست(علی قیصری)
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 10:47
هنوز از دوری ات بیمارم ای دوست گـرفتار تنی تبـدارم ای دوست پریده از غمت خواب از دو چشمم سرِ شب تا سحر بیدارم ای دوست رخ زرد و پر از گردِ ملال است ذلیل و ناتوان و زارم ای دوست به خود گفتم رسی امروز و فردا به فریاد دل غمبارم ای دوست برای لحظه ای طاقت ندارم که دست از دامنت بردارم ای دوست به سر وقتم اگر...
گر چه تو بر سر آنی که دلم را شکنی (علی قیصری)
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 10:47
گرچه تو بر سر آنی که دلم را شکنی! در پی وصل تو ام ای گلِ دامن چمنی به کناری بزن آن زلفِ پریشان شده را که به شبهای سیه بر همه پرتو فکنی باید از عشق تو از نو بزنم بر دف و تار تا مگر ناز بخـندی که بخوانم دهنی نشود ثانیه ای خیره به چشمان تو شد دائـم از ناز نگاهت به من آتش بزنی تا به کی چهره به چهره بکشم...
عشق من ناز بکن تا بکشم نازت را (علی قیصری)
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 10:47
عشق من ناز بکن تا بکشم نازت را عشوه کن تا که بنازم قد طنازت را به غزل مثنوی روی تنت زل زده ام که نگاهی بکنم باغ پر از رازت را به هوای رخ زیبای تو ای غنچه ی ناز شانه زد باد صبا زلف غزلسازت را به نگاهی کمر و قامت شب را بشِکن تا قلم ثبت کند شرحی از اعجازت را گرچه در مرتبه ی عشق تو آخر شده ام عاقبت کسب ...