خرید بک لینک
سالهــا باد صبا شانه زند مـــویت را

تا پریشان بکند بافـــه ی گیسویت را

لای موهـای تو امّا بزند پرسه نسیم

تا که در کــوچه پراکنده کند بویت را

تا ابـد ای گلِ زیبا به کسی دل ندهد

هرکه بیند لبِ سرخ و خـم ابرویت را

شده ام پیچک سبزی که ندارد خطری

مانده ام تا که بپیچم قــدِ دلجویت را

چادرِساده به سرکرده و پوشیده رَوی

کـــه نبینم زر و زنجیر و النگویت را

ماه تابانی و پیوسته به دنبــالِ تو ام

نفسم رفـت و ندیدم نفسی رویت را

مثل زنبورِ"عسل"پر بزنم دور و برت

شاید آخـــر بمکم حاصلِ کندویت را

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶ساعت ۹ ق.ظ توسط علی قیصری| |

برچسب: نویسنده: سارا امینی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 19:36

صفحه بندی