خرید بک لینک

آمــد بـه بـرم سـر زده در عالــم رویا
آلالـــه رخی ناز و گـل انـدام و فــریبا

گفتـم صنما شمع شبستان کـه هستی
کـز دیدن رویـت شده ام محـو تماشا

گفتــا مگــر از سلسلـه ی بی خبـرانی
شهزاده منـم دختـری از نسل پـری ها

با شعله ی رخساره زدآتش به وجودم
آتشکــــده یِ پـــر شـــررِ روشنِ کـسرا

شب بودو زحل بودو هلال رخ مهتاب
مــن بــودم و او بــود و تلالــؤی ثـریا

در کـــوچه اگـــر ثانیــه ای پا بِگــذارد
بـر پا کند از چشم و لبش محشر کبرا

شرمـم نگذارد که در این قصه بگویم
بانــو عسلـم آمــده بــود از درِ اغــوا


علی قیصری

برچسب: نویسنده: سارا امینی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1403 ساعت: 17:53

صفحه بندی