
گلِ خوش منظره یِ باغِ بهارم تو و تونوبرِ تازه تر از سیب و انارم تو و توگرچه در دشت غزل تازهغزالم شده ای کردهای مست وپلنگانه شکارم تو و تو گفتم از سوز دلم زخمه زنم بر تن سازکه شود زمزمهدرسیم سه تارم تو و تودر فرحنایِ سکوت از تب دنیایِ شلوغمعنی حوصله در صبر و قرارم تو و توبزن آتشبه سراپای شب از شعلهی رخمهرِ آتشکده یِ شهر و دیارم تو و توبستهامدلبهرخ وچشم ولبو باغ تنتقاب پُر جاذبه یِ نقش و نگارم تو و توتو و تو وردِ زبانِ منِ تنها شده استهمدل وهمنفس ومونسو یارم تو وتودر پسِ پنجره ها...
ادامه مطلب
گرچه فتوا داده اهریمن به سرکوبِ قیامبرخودش می لرزد از پیغامِ مکتوبِ قیامدر شعارِسرنگونی ساز وحدت لازم استدر صف مردم تَفرق نیست مطلوبِ قیام هرزمان پشت و پناه کاوه یِ میهن شدیممی شود ضحاکِ بد کردار، مغلوبِ قیاماتحاد و همدلی را بانگ همراهی بزنتا شود هر خائن بلفطره مرعوبِ قیامآید از آن سوی آزادی که احیاگر شوددوره ی بالندگی را رهبر خوبِ قیاممی نشاند بربلندایِ وطن بادستِ خویشپرچم افتاده را سردارِ محبوبِ قیاممیدهیم بانوعسل بامُشتِ پیروزی شعاردر سه راه پیچِ آزادی به اسلوبِ قیامعلی قیصری...
ادامه مطلب
ای باغِ تنت بویِ خوشِ گندم و شالیای زلف تو سرگشته تر از بادِ شمالیهر غنچه ی نشکفته نشیندبه شکوفهاز بوی تو در لادنِ گلدشتِ معالی چشمانِ منِ منتظر از دردِ نبودتشد ثانیه ها خیره به رنگِ گلِ قالیاز راه بَوان آمدم این دفعه به شیرازتا پرسه زنم در اِرم شهرِ خیالی در شهرِ رز و آینه و نم نم بارانترسم نکشد چشمه ی شعرم به زلالیباآنکه توجایم ندهی گوشه ی ذهنتهرگز نشود در دل من جای تو خالیپیچدعسلم عطر نفسهای تو در شهر از باغِ نظر تا اِرم و سمتِ معالی علی قیصری ...
ادامه مطلب
هنوز از ناز کردن در مسیرِ باغ نسرینتمدامم میبری دل از لبِ خندانِ شیرینتهنوز ازدوریات چونشرشرِفواره میریزددمادم اشکِ غم از مژه هایِ یارِ دیرینت صبارا در مسیر کوچه بوییدم که فهمیدمگرفته عطر ناباز دامنِ گلریزِچین چینتدرینشبهای وحشت زا ندارمحسِآرامشمگر آندم که بگذارم سرم را روی بالینتهمانعصریکهدرجشنِشقایقها تورادیدمچهمیشدمیگرفتمبوسهاز لبهای نوشینتشکوهِ شهرِشیرازیکهازبویت شکوفا شدتن گل هایِ بادام از هُمیجان تا دهالینتبه دورِ چترِ نیلوفر پریدن کردهاند آغازقناریهایِ رنگین بال...
ادامه مطلب
در آغازِ سرودم ناز با تو جوابم یک دهن آواز با تو طنینِ تنبک و تنبور با من سه تارِ بی غمِ شهناز با تو علی قیصری...
ادامه مطلب
از اینکه برده یِ شیخِ ریایند به جنگ ایده ها با سر بیایند کسی باکاسه لیسان در نیفتد که این ها در نکاحِ کدخدایند علی قیصری...
ادامه مطلب
شقایق گونه و طنّاز باشی خدایِ جلوه هایِ ناز باشی معطر کرده ای باغِ ارم را بهارِ ویژه یِ شیراز باشی علی قیصری...
ادامه مطلب
به دور از خانه زیرانداز با تو شروعِ رقصِ با آواز با تو سه تار و ساغر و سیگار با من شرابِ نم نمِ شیراز با تو علی قیصری...
ادامه مطلب
کشم بال و پرِ پرواز گیرم خبر از باغِ سروِ ناز گیرم اِرم را میدهند ای گل نشانم سراغت راچو درشیراز گیرم علی قیصری...
ادامه مطلب
نه دشتِ ارژنت منزل بگیرم نه غربِ گلشنت منزل بگیرم شتابان آمدم از راه شیراز که در باغ تنت منزل بگیرم علی قیصری...
ادامه مطلب
نخواهی هم کنی با ما مماشات تو باشی مایه یِ فخر و مباهات میان این همه نازِ گل اندام تو را بگزیده ام در انتخابات علی قیصری...
ادامه مطلب
بـه قـــدرِ ذره ای با نی نوازی کِشم احساس مردم را به بازی تو را در کاخ پاستور می چپانم ازینکه خبــــره ام در رأی سازی علی قیصری...
ادامه مطلب
ندارم از فراقت بالِ پرواز که سویت پربگیرم ای گلِ ناز مگر در یادمانِ روزِ سعدی ملاقاتت کنم در شهرِ شیراز علی قیصری...
ادامه مطلب
بارها گفتم فراموشت کنم اما نشدزندگی در ترکِ آغوشت کنم اما نشدبخت خود را در وصالت آزمودم تا مگریک دوروزی تکیه بر دوشت کنم اما نشدگفتم ازشعرم بسازم کوزه های پرشرابدر غزلها مست و مدهوشت کنم اما نشدمادرم را شب فرستادم تو را راضی کندتا که فردا حلقه در گوشت کنم اما نشدگفتم ازصحرا بیایی حورِ آویشن به دستسینه را مهمانِ دمنوشت کنم اما نشدمنتظر بودم خزانم را بهار آید بهارصبح فروردین غزلپوشت کنم اما نشدبا تمام حس و حالم بارها بانو عسلپیش خود گفتم فراموشت کنم اما نشدعلی قیصری بخوانید...
ادامه مطلب
گرچه با تنهاییم سر کرده ام گفتگو با خود مکرر کرده ام دل پریشانم که با پیک و پیام دخترِ خان را مکدّر کرده ام علی قیصری...
ادامه مطلب
نگارِ بهتر از جانم دوباره بیاویزد به احساسم ستاره کنارِ دلگشایِخواجه حافظ به شیرازم کشاند با اشاره علی قیصری...
ادامه مطلب
یقین دارم که شیخِ لاابالی کماکان باشد از اندیشه خالی نمیداند سرابی دلفریب است بهشتِ حس برانگیزِ خیالی علی قیصری...
ادامه مطلب
بنازم دامنِ پُرچین تان را بنازم زلف عطرآگین تان را نسیم آورده از باغ بهاران هوای صبح فروردین تان را علی قیصری...
ادامه مطلب
هوایِ باغِ عطرآگین بیاید صدای ساز بلدرچین بیاید گلایُل گل دهد پایان اسفند بهار از راه فروردین بیاید علی قیصری...
ادامه مطلب
زدی با رفتنت آتش به جانم کهغم ریزد غروبِ از آسمانم بسان هیزم از سوزم بسوزد دلِ همسایه از آه و فغانم علی قیصری...
ادامه مطلب